سامانه جامعه روابط عمومی نوین ایران سامانه جامعه روابط عمومی نوین ایران

بوی مهر، بوی مدرسه

بوی مهر، بوی مدرسه

آری دوباره بوی ماه مهر، بوی کیف و کفش نو، بوی کتاب‌های تازه از راه می‌رسد و خبر از بازگشایی مدارس می‌دهد

اول مهر اولین سال تحصیلی برای همه ما پر از خاطراتی ست که در یاد و خاطره ما باقی مانده و پر از خاطرات تلخ و شیرین است. رفتن به مدرسه برای اولین بار حس عجیبی بود؛ باید یاد می‌گرفتم که برای چند ساعت از مادرم دور باشم، خوب ببینم و خوب بشنوم، خوب بنویسم و کم‌کم خواندن را بیاموزم و از همه مهم‌تر باید یاد می‌گرفتم که دوست و همکلاسی پیدا کنم.

گفتم دوست، یاد کیف بنفش رنگی افتادم که هروقت همکلاسی‌ام بلند می‌شد و پای تخته می‌رفت یواشکی از زیپ جلوی کیفش شکلات کاکائویی می‌دزدیدم.

گفتم پای تخته یاد معلم کلاس دوم ریاضی‌ام افتادم که وقتی دید نمی‌توانم جواب سوال را حل کنم یک سیلی به صورتم زد و هنوزم با اعداد و ارقام رابطه خوبی ندارم.

گفتم اعداد و ارقام یاد پول‌هایی افتادم که در راه مدرسه خرج عکس و پوستر‌های بازیگران محبوبم می‌کردم و فردایش به همکلاسی‌هایم نشان می‌دادم و ذوق می‌کردیم.

یاد ذوق و شوق گرفتن کارت صدآفرین از دستان معلم و عجله برای نشان دادن به خانواده‌ام خنده بر لبانم می‌نشاند.

و ما اینگونه نه ماه از سال را گذراندیم، با قهر و آشتی‌های بی خودی کلاس اول و دوم و سوم و… گذراندیم

از آن روزها بیست سال می‌گذرد و عجیب دلتنگ روزهای مدرسه هستم، دلتنگ هم کلاسی‌های مو چتری، دلتنگ بازی و شیطنت زنگ تفریح، دلتنگ استرس‌های روز امتحان، دلتنگ دانش آموزانی که در لباس مدرسه پنهان می‌شوند و…

خوشحالم از اینکه امروز صبح خیابان‌ها بوی مهر و بوی مدرسه می‌دهند…