راهنمای گشت و گذار در شهر میمه

به گزارش جامع روابط عمومی نوین–  قرار ما بعدازظهر یک روز گرم در میدان آزادی بود. این دومین بار بود که با همکاران تحریریه به شهر میمه سفر کردیم. شهری که هنوز بافت تاریخی خودش را حفظ کرده و رنگ و بویی تاریخی دارد.

آسمان آبی آرام آرام رو به تیرگی می‌رود و مسیر ما وارد پیچ و خم و سربالایی می‌شود. در میانه‌های راه متوجه خرابی ماشین می‌شویم ولی امیدوار بودیم که ما را تا مقصد تنها نگذارد اما ورودی منطقه مرغه ماشین می‌ایستد. تلاشمان برای روشن کردن ماشین بی‌فایده بود. با دوستانمان در میمه تماس گرفتیم و متوجه شدیم که باید نزدیک به یک ساعتی منتظر بمانیم تا دنبالمان بیایند. نگاه کردن به آسمان و دیدن ستاره‌های چشمک زن و ابرهای کوچکی که از دور به آسمان بالای سرمان نزدیک می‌شدند، گرفتن نور چراغ برای دیده‌شدنمان به سمت ماشین‌هایی که از دور می‌آمدند، صحبت کردن با افرادی که برایمان می‌ایستادند تا کمک‌مان کنند از کارهایی بود که در این یک ساعت انجام دادیم.

نیم ساعت از تماس با دوستانمان گذشته بود و ابرها در آسمان بیشتر شدند. حا ل عجیبی بود؛ چراغ چشمک زن ماشینی که رفیق نیمه راه بود و صدای آب روان رودخانه و صدای دو پیرمردی که در زمین کنارمان با زبان شیرین میمه‌ای سر زمین کشاورزی با هم بحث می‌کردند و حرکت شاخ و برگ‌ درختان دست به دست هم دادند تا تنها نباشیم…

بلاخره به شهر میمه رسیدیم و وارد خانه‌ای شدیم که اتاق های تو در تو داشت با آشپزخانه‌ای که بوی کاه و گل می‌داد. داخل آشپرخانه پستویی بود با دیوارهای خشتی که پر بود از وسایل و کوزه و صندوقچه‌ای قدیمی. باد خنکی می‌وزید و بوی نان محلی و تاس کباب مخصوص میمه و سبزی خوردن و دوغ محلی اشتهایمان را باز کرد و یادمان رفت که چه شبی را پشت سر گذاشتیم.

در میمه خبری از شلوغی کوچه‌ها و خیابان‌ها و آلودگی هوا نیست و هرچه هست سکوت و آرامش و هوای پاک است. هر طرف را که نگاه می‌کنی دیوار و خانه‌های خشتی می‌بینی با پنجره‌های چوبی و همانجا آرزو می‌کنی که باران ببارد و بوی کاه و گل از خانه‌ها به مشامت برسد.

به صحرا شدم عشق باریده بود

عصر همان روز راهی تخت سرخ موته یا در اصطلاح محلی تخته سرخی (دره دوزخی) شدیم. این منطقه یکی از جاذبه‌های طبیعی و گردشگری روستای موته است. این اثر طبیعی و بسیار زیبا در حدود 16 کیلومتری شهر میمه در استان اصفهان قرار دارد که به علت نزدیک بودن این منطقه به کویر از آب و هوای کویری برخوردار است و تابستان‌های نسبتا گرم و زمستان‌های سرد و خشک دارد.

به درخواست خودمان عقب ماشین نشستیم تا طبیعت بکر این صحرای دیدنی را بهتر ببینیم. هر طرف را که نگاه می کردیم کوه بود و خاک و آسمان. در بین راه آهوهایی را دیدیم که با دیدن ما پا به فرار گذاشتند. تمام صورت و مژه‌هایمان پر از خاک شده بود ولی عشق به صحرا باعث شد که صبوری کنیم و جا نزنیم. از کنار تک درختی در دل صحرا گذشتیم و از میان نیزارها عبور کردیم و زمانیکه به تخته  سرخی رسیدیم هوا تاریک شده بود اما تاریکی چیزی از زیبایی و ابهت تخته سرخی کم نکرد. این که در دل این کوه‌ها و سخره‌ها چه اتفاقاتی افتاده و چه کسانی در این کوه زندگی کردند برایم سوال بود و هرچه بیشتر نگاه و فکر می‌کردم سوالاتم بیشتر می‌شد… به آسمان نگاه کردم ستاره‌ها یکی یکی اضافه می‌شدند و آسمان پرنور‌تر. سکوت و آرامش تخته سرخی من را یاد تک درختی انداخت که حالا تنهایی شب را صبح می‌کرد…

در راه برگشت تا لحظه‌ای که به شهر نزدیک شدیم ایستادم و به آسمان خیره شدم و شعر « به صحرا شدم عشق باریده بود و زمین تر شده بود؛ چنانکه پای به برف فرو شود، به عشق فرو شدم» در ذهنم نقش بست.

معرفی شهر میمه

شهر میمه و روستاهای جلگه‌ای آن به لحاظ موقعیت جغرافیایی و استراتژیکی ویژه‌ای که دارند همواره در طول تاریخ مورد توجه حکام و نیروهای نظامی بوده است. از مهم‌ترین ویژگی‌های این منطقه می‌توان به قرار گرفتن شهرهای میمه و وزوان و بعضی روستاهای تابعه در مسیرجاده مرکزی ایران، داشتن معادن فراوان، داشتن بزرگترین مجتمع سنگ تزئینی کشور (معادن لایبید)، داشتن بزرگترین معادن طلای کشور، (معادن طلای موته) تنها کارخانه تغلیظ و استحصال طلا در خاورمیانه، داشتن معادن گوناگون کانی‌های معدنی و صنعتی، داشتن آب و هوای معتدل و خنک در تابستان و بهار، داشتن فرهنگی غنی علمی و سنتی، مذهبی‌ و‌اجتماعی، دارا بودن آثار باستانی و دیدنی پرارزش و صنعت پرشکوه فرش‌های دست بافت که در اکثر موزه‌های مشهور جهان در کنار تابلوهای پرآوازه نقاشی، فرش‌های اعجاب انگیز و پر از شگفتی ایرانی از جمله فرش‌های نقش زیبا و هنرمندانه جوشقان دستبافت زنان سخت کوش میمه را نام برد.

وسعت بخش میمه 3637 کیلومتر مربع است که حدود 1700 کیلومتر مربع آن را دشت و مابقی را مناطق کوهستانی تشکیل می‌دهد.

زبان مردم میمه

زبان مردم منطقه میمه از زبان‌های مرکزی ایران است که از دوره‌های هخامنشی در سطح وسیعی پراکندگی پیدا کرده است. از شمال از دلیجان و روستاهای آن تا اطراف کاشان، حومه گلپایگان، خوانسار، منطقه برخوار، نائین، کوهپایه و یزد این زبان و لهجه پراکندگی دارد. از این لحاظ همانقدر که اشتراک زبانی مردم منطقه میمه با اهالی جوشقان و مردم ابیانه باعث اهمیت است، باستانی بودن فرهنگ، سنت و رسوم این مناطق نیز دارای اهمیت زیاد است.

روستاهای بخش میمه

روستاهای جلگه‌ای: شامل روستاهای زیادآباد، اذان، ونداده، خسروآباد، سعیدآباد، قاسم آباد که در حوزه آبخیز دستکن (میمه) قرار دارند و روستای موته  که در دشت جلگه‌ای موته و در حوزه آبخیز سد 15خرداد واقع شده است.

روستاهای ناحیه جلگه ای دارای ویژگی‌های منحصر به فردی هستند که در روستاهای ناحیه کوهستانی کمتر دیده می‌شود از قبیل:

  • ثابت بودن سطح زیر کشت
  • ثابت بودن میزان آب برداشتی از قنوات
  • پایین بودن قیمت زمین و آب در مقایسه با مناطق کوهستانی
  • زمین‌های جلگه‌ای و حاصلخیز

 روستاهای کوهستانی:  این روستاها عموما در ارتفاع بالای 2100 متر واقع گردیده‌اند و عبارتند از روستاهای لایبید، لوشاب و حسن رباط در حوزه آبخیز سد 15خرداد و روستاهای چغاده- مراوند و رباط آغاکمال در حوزه آبخیز دستکن (میمه).

تحولات تاریخی میمه

شهر میمه را با هر نامی که بخوانیم به هر حال شهریست که هزارها سال را پشت سر نهاده است و بنای این شهر را به بهمن پسر اسفندیار و نوه‌گشتاسب نسبت داده‌اند. آری تاریخ شهر میمه با زردشت و گشتاسب پیوند خورده است. در طی قرون این شهر با تقدیم نمودن شخصیت‌های مختلف خود، تاریخ‎سازی نموده و شاهد سیر تاریخی بوده که هویت آن را شکل داده است.

هرگاه در تاریخ به این سرزمین اشاراتی شده می‌توان به این باور رسید که این سرزمین یکی از مراکز علمی، فرهنگی و دینی مورد توجه زمانه خود در این منطقه بوده است. بعنوان مثال پذیرش دین زردتشت در محل گواهی است بر پذیرش خاص اهالی که متکی بر حق جوئی فطری آنهاست.

شهر میمه قدیم، بازمانده قبل از اسلام و شهر میمه فعلی بالنده بعد از آن، از ستون‌های استوار فرهنگ ناب ملی و اسلامی ما دراین منطقه از کشور است. شهر میمه جمعیتی کمتر از 6هزار نفر دارد که شاید به تعداد ساکنین یکی از کوچه‌های شهر تهران نیز نباشد. ولی مسجدی دارد که درست 25 تا 24 قرن از عمرش میگذرد و حمامی دارد که چند صد سال عمر دارد و هنوز هم تونش؟؟؟؟؟، همچون دم پیران گرم و چانه‌اش پرتوان و گرم است. هنوز سنگ قبرهای گورستان‌هایش موزه‌ای است خاموش از هنرهای ظریفه با قدمتی همپای عمرخاک، کوچه و پس کوچه هایش بوی عشق می ‌دهد و پنجره دیوارهای کاهگلی‌اش تصویر دخترکان سبد به دوش در تاکستان‌های انگورش را قاب می‌گیرد و کوچه‌ باغ‌های پرطرواتش صدای محبت را از دور دست‌ها به گوش می‌رساند.

شغل زنان این منطقه در زمان‌های قدیم

زنان محلی نه تنها در امر دوخت و دوز بلکه در در زمینه کشت و کار پنبه و دامداری  نیز سهم زیادی داشتند. در فصل تابستان در آبگاه‌هامحصولات دام‌ها را جمع آوری و به روستا حمل می‌کنند. اشتغال زنان برحسب مقام اجتماعی آن‌ها و محل سکونت‌شان فرق می‌کند. در طبقات رعیت کلیه کارهای منزل را زنان انجام می‌دهند و بقیه اوقات را به پشم ریسی می‌پردازند. آنها دوک زیر بغل نگاه می‌دارند و رشته‌های پشم از قرقره‌ای که آزاد است به پایین در حرکت است. از این نخ پشم که رشته‌اند جوراب، لباس، شال کمر، فرش  و جل پالان می‌بافند. اما زنان اعیان تقریبا تمام وقت خود را به قلیان کشیدن، دید و بازدید و آش پختن می‌گذرانند.

لباس روستائیان و ارزش و احترام کلاه در بین روستائیان

در روستاهای این منطقه در زمان‌های قاجار و حکومت پهلوی کلاه دارای حترام و ارزش ویژه‌ای بود به نحوی که کلاه برخلاف امروزه یک پوشش همگانی بود و هیچکس کلاه از سربر نمی‌داشت. کلاه برای مردان به منزله چادر و پوششی برای زن بود و هیچکس بدون کلاه در انظار ظاهر نمی‌گردید و سرنگذاشتن کلاه یک نوع توهین و بی‌حرمتی بود، چنانچه یکی از سوگند‌های متداول به کلاه بود که می‌گفتند به کلاه مردانه‌ات قسم.

آثار تاریخی منطقه میمه

  • امامزاده سید صالحه خاتون (ع)

این امامزاده به لحاظ داشتن فضاهای روحانی – معنوی همیشه مامن مومنان در طول ایام اعیاد، رحلت‌ها و شهادت ائمه معصومین (ع) به شمار می‌آید و در طول تاریخ، همواره نقشی ورای جریان روزمره زندگی داشته و عموما نمایشگر بخشی از فرهنگ و هویت مردم منطقه و مکانی برای انتقال هویت‌های فرهنگی از دوره‌ای به دوره دیگر و وسعت بخشیدن و بسط دادن به اعتقادات مردم مسلمان این منطقه بوده است این زیارتگاه در طول تاریخ تکیه‌گاه و نشان دهنده فرهنگ مردمی بوده که اندیشه، هنر و اعتقادشان بر تفکر و هنر زائیده از ایمانشان تداوم بخشیده است.

  • مسجد جامع شهر میمه

این مسجد یادگار دوران آل بویه است و تاریخ تجدید بنای آن چنانکه از کتیبه بالای محراب پیداست مربوط به 413 هجری قمری است و از حلقه‌های ارتباطی مهم بین معماری قبل از اسلام و بعد از اسلام است. در اطراف این مسجد زیبا، گورستان روستا با سنگ‌های منقوش و هنرمندانه خود همراه با بنای قدیمی مسجد مشاهده می‌شود.

هنوز منبر شکسته و سوخته مسجد در گوشه‌ای دیده می‌شود. سنگ قبرهای باقیمانده در اطراف مسجد عموما تاریخی حدود 200 سال پیش دارند. خوشنویسی‌های هنرمندانه به خطوط ثلث و نسخ، تزئینات گوناگون و بعضا اسلیمی‌های اطراف نوشته‌های آیات و روایات مذهبی و نیز اشعاری به زبان کوفی و فارسی سنگ قبرها را مزین کرده ولی چشمگیرترین عنصر هنری و تصویری آن‌ها اشکال گوناگونی از قبیل گلاب پاش، تسبیح سجاده، شانه، شمشیر، مهر نماز، سپر و اسب سوار است. علاوه بر این‌ها آثار باقی مانده از آتشکده این روستا و نیز ویژگی‌های معماری و جامعه شناسی روستا نیز قابل تعمق است.

براساس آثار بدست آمده از حفاری‌های اطراف مسجد جامع و سوابق تاریخی شهر میمه و آثاری که از قبرستان زردشتیان بجای مانده چنین استنباط می‌گردد که مسجد جامع قبلا عبادتگاه و معبد زردشتیان بوده، به همین دلیل بعضی عقیده دارند که مسجد جامع یکی از هزار عبادتگاهی است که در زمان حضرت ابراهیم (ع) ساخته شده است.

  • قنات مزدآباد

این دشت بلندترین دشت جلگه‌ای در استان اصفهان است که دارای بارنگی بسیار کم و ذخیره آب‌های زیرزمینی بسیار کم و فقیر است. بطوریکه از 56 رشته قنات حفاری شده در این دشت تنها در حال حاضر 23 رشته قنات آبدار است و مورد بهره برداری قرار می‌گیرد مابقی تماما بر اثر خشگ شدن، تخریب و نابود گردیده است.

معروف‌ترین قنات در این دشت قنات مزدآباد میمه است که زمان حفاری آن را به زمان حکومت بهمن ابن اسفندیار (هخامنشی) یا دوره حکومت انوشیروان (ساسانی) نسبت می‌دهند.

یونسکو؟؟؟؟؟؟

  • روستاهای منطقه

خانه‌های قدیمی اکثرا با گل و گیاه ساخته می‌شدند، ولی حال، علاوه بر خانه‌هائی که با مصالح ساختمانی جدید ساخته می‌شوند، خانه‌های دیگری نیز براساس روش‌های سنتی خاص ساخته می‌شوند که دیوار این خانه‌ها از گل یا سنگ و سقف آن‌ها چوبی یا گلی است. در منطقه میمه در کل 8 نوع خانه در روستاها مشاهده می‌شود.

  • خانه‌های چشمه طاقی (یاسی پوش):

این خانه‌ها دیواره خشتی، گلی با سقف گنبدی شکل، گلی دارند مثال خانه‌های روستاهای موته، خسروآباد و قسمت‌هایی از محلات قدیمی شهر میمه.

  • تیر پوش:

خانه‌هایی که دیوار خشتی یا سنگی با سقف چوبی دارند. سقف این خانه‌ها را به فاصله یک متر چوبی می‌گذارند و بین تیرهای چوبی را شاخه، برگ و هیزم می‌ریزند و روی این‌ها را گل و کاه‌گل می‌ریزند. مثل بعضی از خانه‌های روستا ونداده و بعضی ازخانه‌های شهر میمه.

  • کوله:

خانه‌هایی که در آبگاه‌ها ساخته  می‌شوند دیواره این خانه‌ها کوتاه و گلی است و در سقف آن‌ها هیزم می‌ریزند (این خانه‌ها محل زندگی دامداران است).

  • مرد خانه:

خانه‌های زیرزمینی که با کلنگ در زیرزمین حفر می‌کنند و محل زمستان گذرانی چوپانان است.

  • توفالی:

خانه‌های درهم، که هم آجری، هم چشم طاقی و هم تیرپوش است و سقف آن‌ها را توفال می‌کنند.

  • سایه‌بان:

شامل 4 تیر چوبی که دیواره بنا را می‌سازند و مقدار شاخ و برگ و هیزم که سقف را می‌پوشانند.

  • خیمه‌های موئی:

این خانه‌ها با موی بز بافته می‌شود و اکثرا در فصل بهار و تابستان از آن‌ها استفاده می‌کنند.

  • خانه‌های مدرن و جدید:

این خانه‌ها با دیواره‌های آجری و سقف‌های تیر آهنی ساخته می‌شوند.

  • حمام‌های قدیمی شهر میمه

قبل از آنکه ساختن حمام‌های خصوصی در منازل معمول شود. کلیه مردم این شهر هفته‌ای یک یا  دو بار برای نظافت و پاکیزگی و مشت و مال و رفع خستگی و… به گرمابه‌های عمومی می‌رفتند.

قدیمی‌ترین حمام در شهر میمه یک حمام کوچک و زیبایی بود که تاریخ بنای آن را همزمان با احداث مسجد و قلعه می‌دانند ولی بخاطر سبک معماری حمام که به سبک معماری دوره صفویه می‌رسید احتمالا در عصر صفویه این حمام در کنار مسجد و قلعه بنا شده بود.

این حمام در سال 1130 توسط مرحوم حاج علی اکبر جد مرحوم حاج قیصر خان به سبک معماری حمام‌های معروف (وکیل شیراز و حمام کرمان) با بنائی بسیار محکم و با معماری حساب شده و براساس آب و هوای شهر میمه با مصالح ساختمانی محکم از قبیل سنگ و آهک پخته و… توسط کوره‌های پزخانه ‌های محلی پخته می‌شد.

  • قلعه گبری‌ها

در قسمت غربی شهر میمه تپه‌هایی وجود داشت که در بین آن‌ها یکی از همه بزرگتر و حجیم‌تر بود این تپه بزرگ در بین مردم محل به قلعه گبری‌ها (زردشتیها) معروف بود.

در کنار قلعه قبرستانی وجود داشت که آن‌ را قبرستان گبری‌ها می‌نامیدند زیرا مردم منطقه بعد از گرویدن به دین اسلام به ناچار محل زندگی و تدفین مردگان خود را تغییر دادند و این قبرستان برای همیشه محل دفن گبری‌ها باقی ماند.

  • قلعه مرکزی شهر

در کنار مسجد و در محل فعلی پارک معلم در گذشته ساختمان بسیار بزرگ و مخروبه‌ای وجود داشت که بوسیله خشت خام و مصالح ساختمانی محلی ساخته شده بود. این قلعه سه طبقه ساخته شده بود به همین دلیل 5 تا 10 متر کف طبقه دوم قلعه، از زمین ارتفاع داشت.

  • قلعه قمیش یا (قیس)
  • سراها
  • محلات قدیمی
  • بونکن‌های منطقه میمه
  • ساختمان یخچال قدیمی شهر میمه
  • آسیاب‌های قدیمی

تاریخچه قالیبافی در میمه

تاريخچه قالي بافي در ايران در آغاز در ميان قبايل چادر نشيني پديدار گشت که عمده کارشان گله داري بوده است . اينان پوست گوسفند را بجاي زيرانداز چادر و همچنين بصورت پوستين براي پوشش تن خويش بکار مي‌بردند و بتدريج به شستن پشم و بافتن آن پرداختند و مهارت و تنوعي در کار بدست آوردند تا اينکه سرانجام قالي را اختراع کردند. بدين سان قاليچه پشمي که زيراندازي کوچک با رنگ آميزي دل انگيز بود جايگزين پوست شد. بافتن قاليچه طي نسل‌ها در ميان چادرنشينان رو به گسترش و تکامل نهاد تا اينکه گروههاي مختلف عشاير در روستاها و سپس شهرها مستقر گشتند و در خانه‌هاي وسيع تري جای گرفتند. در اين شرايط نياز به قالي‌هاي بزرگتر احساس گرديد.

مسعود ميرزا پسر ارشد ناصر الدين شاه ( ظل السلطان ) در کتاب خاطرات خود در مورد قالي و قالي بافي در اين شهر آورده است: « قالي هاي مشهور معروف خوب ايران را در عهد صفويه در اين قصبه مي‌بافتند . امروز چون عنقا هيچ اسمي از او نيست حتي قالي‌هاي بد هم نمي بافند. کسي هم نيست که آنها را تشويق کند به اين کار».

در زمان قاجاريه ، دوره احياء مجدد قاليبافي ، براي اولين بار توسط مرحوم صدر الاسلام شهيدي در سال 1280 يک دار قالي بافي در محله آخوندها برپا شد. در آن زمان تنها فرد قاليباف خود مرحوم شهيدي بود که قالي را با نقشه‌هاي گل فرنگ مي‌بافت و به سفارت انگلستان مي‌فروخت.

نقش قالی میمه در حال حاضر همان نقش قدیمی جوشقان است که دو نقش بیشتر ندارد. یکی نقش جنگلی و دیگر نقش کشمیری که هر دو توسط بافندگان از حفظ بافته می‌شود. در سال‌های اخیر به خاطر رفتن دختران به مدرسه و مرسوم شدن تحصیلات عالیه در بین دختران، در شهر‌های میمه و وزوان قالیبافی چندان رونقی ندارد ولی در روستاهای تابعه به ویژه رروستاهای خسروآباد، ونداده واذان هنوز قالیبافی رونق دارد و قالی‌هایی در ابعاد مختلف بافته می‌شود.

از مشهور‌ترین نقشه‌های می‌توان به نقشه‌های محراب، نقشه شکارگاه، نقشه بند اسلیمی، شاه عباسی، نقشه ترنج اردبیلی و نقشه جوشقان اشاره کرد.

اشعاری از شعرای شهر میمه به زبان محلی

شعر از مرحوم صدرالاسلام شهید (طوبی)

عشق بی انتها

مون به قربون نوک زلف دوتای تواشون       مون به قربون قرپای قوای تواشون

امکشی با که ابخشی تو که مختار مونی      به فدای تو و اون رنگ حنای تواشون

اندقر مست تویون مون که نفهمون حالم     که به دور تو و اون چشم سیای تواشون

هرچه فریاد اکرون تو که بدادم نرسی         مون برقربون اصولها و ادای تواشون

ای چه خب بو که بیی میزل و یرونه مون    که بلاگردون خاک کف پای تواشون

هر چه غمزه بکری رحم اگر ده تا چند       به فدای تو و اون خال و خطای تواشون

یه ریزه صلح که و جانب طوبی بنگس       که به دور تو و انگشتنای تواشون